قصه زندگی من – نسخه کاور

اونایی که پستهای من رو خیلی وقته دنبال میکنن، میدونن که Lissie یکی از خواننده های مورد علاقه ی منه. لیزی تا الان دو آلبوم کامل و چندین آلبوم کاور به بازار فرستاده که برای آهنگهایی که کاور کرده خیلی بیشتر معروفیت کسب کرده. این خواننده اهل ایلی نویز، تو جدیدترین آلبوم کاورش به نام Cryin to You، آثاری از گروه هایی مثل Danzig، One Direction و هنرمندانی مثل Drake و Bon Dylan رو با تنظیمهایی متفاوت اجرا کرده که ارزش بارها شنیدن رو دارند. Story of My Life رو بشنوید:

احتیاط واجب

در راستای حفظ ارکان خانواده و سایر ارکان کلیدی،به بازیکنان تیمهای مقابل ایران، داوران مسابقاتی که ایران در آن بازی میکند، و محض احتیاط ، اقوام دور و نزدیک این افراد توصیه میگردد از یک هفته قبل تا یک هفته بعد از روز مسابقه شان با ایران، فیسبوکهای خود را دی اکتیو کرده و کلاً این طرفا آفتابی نشوند. باشد که اونجوری شاید از سیل محبتهای بی پایان علاقه مندان ایران به آنها در امان باشند. 

 

پیوست برای لیونل مسی، همون داور که پنالتی نگرفت، اون داوری که قراره مسابقه بعدی ایران رو سوت بزنه، و بازیکنان تیمی که ایران قراره بعداً باهاشون بازی کنه. 

 

خب، لابد حق دارند

نسخه جدیدی از آهنگ ایران ایران که سال 2006 توسط آرش برای جام جهانی خونده شده بود، منتشر شده که غیر از موزیک ویدیو و تنظیم آهنگ، یه فرق بزرگ با اون اثر قبلی داره: واکنش بیننده ها که به آرش این ایراد رو گرفته اند که هیچ چیز موزیک ویدیو، نمایش دهنده ی ایران نیست. اینجا، آرش از لوکیشنی استفاده کرده که مناطق جنوبی ایران رو به ذهن میاره، و یا بیغوله های فقیرنشینی که از «Dohat» های ایران هم بدتر تصویر شده اند. شخصیتهایی هم که در کلیپ هستند، از قشر ضعیف و بی درآمدی اانتخاب شده اند که کفش ندارند بپوشند، فوتبال رو تو خونه با تلویزیونهای نیم سوخته‌ی عهد عتیق تماشا میکنند، به قول بعضی ها، هندی هستند چون ظاهرشون با اون چیزی که تو این کلیپ هایی از این دست میبنیم فرق داره. این «بعضی ها» فکر میکنند که ایران، تهرانه و اونهم شمال تهران، بخصوص وقتی که مساله به نمایش گذاشتن مملکتمون برای خارجیهاست که کلاً اصولاً ایران فقیر بیخانمان نداره. یه کشور کاملاً متمدنه که عین هشتادمیلیون شهروندش تو پنتهاوسهاشون یه ال ای دی 75 اینچ با یک دستگاه Xbox از این مدل جدیداش دارن و یه مرسدس کلاس E رو هم تو انباریشون گذاشته ان خاک میخوره. آسمان خراش هاش هم که اصولاً با معماری نیویورک رقابت میکنند. جنوب ایران، اونهایی که پوستشون یه کم تیره تر از غالب ایرانی هاست…اونها هم که اصلاً ایرانی نیستند. تازه اینهایی که شبشون رو با فکر فوتبال و تیم و بازیکنای شهرشون به صبح میرسونند که غیر از تهران و حالا یه کم تبریز و اصفهان، جای دیگه ای وجود خارجی ندارند. اصولاً برزیل ایران هم نفت تهرانه هرکی غیر از گفته غلط کرده. هرچی رو که خودمون ندیده باشیم هم که نداریم! کلاً هم از شرق تا غرب، فقط حوریه ریخته دارن در راه اعتلای فرهنگ خیلی اصیل اسلامی، عربی میرقصند و خب، همه اینها رو که در نظر میگیری میبینی آرش با این موزیک ویدیوش، چه ظلمی به ایران و ایرانی کرده و چقدر چهره ی ایران رو مخدوش و غلط نشون داده.

خب حق دارند دیگه این بندگان خدا که از کوره دربرند و فحش و بد و بیراه رو نثار خواننده، اون بچه های توی موزیک ویدیو و کلاً همه ی دست اندرکاران زیربط بکنن و خواهر و مادر هرکسی رو که کامنت نامربوط بذاره جلوی چشمش بیارند… حتماً حق دارند!

هاب های بی‏ ‏خاصیت

تا قبل از چند روز پیش، بیشتر دنیا میدونستند که ایران، کشور محدودیتهاست الان، بعد از این هنرمندی جدید دوستان در پاسداری از ارزشها، اون درصد باقیمونده هم فهمیدند که تو ایران، اصولاً شور و نشاط و شادی قدغنه و وقتی فکر مسافرت و بازدید مناطق توریستی دنیا پیش میاد،  ایران در لیست بازدید در  آینده ی نامعلوم قرار میگیره. اما بیشتر از این دوستان مذکور، چیزی که من رو آزرده خاطر میکنه، شیوه خبررسانی یه تعداد زیادی از دوستان ایرانی خارج از کشوره که با نیت اطلاع رسانی، اخبار اینچنینی که بار منفی ش به مثبتش بسیار چربش داره رو بدون ذره ای «کم یا زیاد» نسبت به اونچیزی که خارجی ها بطور معمول از رسانه های غربی و تو شبکه های اجتماعی میبنند، بازنشر میکنند. خب، خانوم عزیز مقیم خارج، آقای محترم فرنگ رفته، که حتی اگه دلت هم نخواد یکی از کانالهای مستقیم تبلیغ و تبادل فرهنگ ایران هستی، میشه نقش خودت تو این شیر تو شیر رسانه ای رو تشریح کنی، وقتی که هیچ تلاشی نمیکنی برای اینکه به محتوایی که حتی بدون کمک شما و از طریق پروپاگاندای رسانه ای، قابل دسترس مخاطب غیرایرانی هست، یه کم از دیدگاه خودت رو اضافه کنی؟ البته که میبینم که نگران اتفاق هایی که تو مملکتت میافته هستی و اینکه از روی همین نگرانیته که این اخبار رو تو شبکه های اجتماعی به اشتراک میگذاری. ولی این راهش نیست…

توی دنیای رسانه ای امروز، این مخاطبها هستند که با اضافه کردن محتوا به اخبار، و به اشتراک گذاری اونها، به این اخبار ارزش میدن و یا از ارزش میندازند و این مخاطب های بومی هستند که بخصوص میتونند نگاه مخاطبان عام به یک سوژه خیری رو تا حد زیادی تغییر بدن. وگرنه که یا شیر کردن خالی، حتی اگه کار خبررسانی به مخاطبت رو با موفقیت به انجام رسونده باشی، نهایت کار مثبتی انجام ندادی.

اگر از شنیدن به خبر متاسفی، اگر یه اتفاق، به نظرت برای مخاطب غیرایرونی جذابیت خبری داره، اگه میخوای از چهره ی مملکتت، غبارزدایی بکنی، یا اگه میخوای نشون بدی که ما اینجوری هستیم یا اینجوری نیستیم، بذار مخاطبت اینرو با از زبون خودت بشنوه.

این رو شیر میکنم برای در، که دیوار بشنوه!