»
archives

درد دل و غیره

این دسته شامل 3 نوشته است

ریشه ی خرافات

دوم راهنمایی که بودم یه پسره تو کلاس بود فامیلش حسینی بود ، همیشه هم لباس تیم ملی برزیل رو میپوشید، همچین یه نمه هم قوز داشت، تو مایه‌های سوکراتس یا روبرتو کارلوس یا ادسون آرانتس اینا؛ نمیدونم کدومشون. هروقت می‌نشستیم یه جا با بچه‌های دیگه، این رشته‌ی کلام رو بدست میگرفت و شروع میکرد … Continue reading »

طیاره بازی

هوا مه بود فجیع. از پنجره‌ی هواپیما که بیرون رو نیگا میکردم چیزی نمیشد دید ولی میدونستم که هر لحظه‌است که تو فرودگاه استکهلم بشینیم. هواپیما یه کم البته تلو میخورد تو هوا، که نشون میداد اوضاع جوی اون بیرون، جزو وضعیت‌های موردعلاقه‌ی خلبانا نیست اصلاً . دو سه دقیقه بعد، جوری رو زمین نشست … Continue reading »

این اینترنگار نامرد

یه موقع بود به خودم میگفتم در کافه رو که ببندم برم فیسبوک، بعد یه مدت کوتاه بیخیالش میشم برمیگردم. گو اینکه در اینجا رو هیچوقت تخته‌ی به تمام معنا نکردم، اما یه جورایی به دست خودم متروکوندمش. الان احساس اون پدر مادرایی رو دارم که بچه‌ای رو که یه مدت با خون دل بزرگ … Continue reading »

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.