جریان فیلمهای دنبالهدار و طرفداران پر و پا قرص این دسته از فیلمها از زمان جنگهای ستارهای و جورج لوکاس و آناکین اسکایواکر شروع شد و بعد از گذشت بیش از سه دهه، با ارباب حلقهها و هابیت و هریپاتر، همچنان دنبال میشود. اکران آخرین قسمت از مجموعهفیلمهای هریپاتر با عنوان Deathly Hallows II جدیدترین مثال از اینقبیل فیلمهاست. بعد از گذشت نزدیک به سه هفته از اکران “یادگاران مرگ – قسمت دوم” ، این فیلم به فروش بیش از یک میلیارد در سراسر جهان دست پیدا کرده که گو اینکه رکورد تازهای در صنعت فیلمسازی مجسوب نمیشود، اما همچنان بر وفاداری مثالزدنی طرفدارانش مهر تائید میزند.
یادگاران مرگ – قسمت دو را شاید بتوان یکی از بهترین فیلمهای مجموعه هشتفیلمی هری پاتر دانست. فیلمی با ریتم سریع که بدونوقفه، تماشاگرانش را وارد روند حوادث نفسگیری میکند که اینبار نهتنها هری و دو دوست همیشگیاش “ران” و “هرمیونی”، بلکه تقریباً همهی جامعهی جادوگران را درگیر نبردی مرگبار میکند. اینبار دیگر از ذرهای از آن لطافت فیلمهای قبلی خبری نیست و تاریکی و سیاهی، از ابتدا تا انتها بر داستان فیلم و شخصیتهایش سنگینی میکند.
فیلم از همانجایی شروع میشود که یادگاران مرگ – قسمت اول به پایان رسید. قسمتی که علیرغم ریتم کند و کمتکاپویش، فیلم قابلقبولی از آب درآمده بود. این یکی اما تعارف را با تماشاگر کنار میگذارد و از همان دقایق اول، تعلیق را وارد داستان میکند. جلوههای ویژه این فیلم به شکل محسوسی با فیلمهای قبل متفاوت است و همهچیز در نهایت باورپذیری برای تماشاگر پیش میرود. بازی دانیل رادکلیف هم در نقش هری پاتر مثالزدنیست و بنظر میرسد که او تازه با به انتها رسیدن مجموعه، در نقشش جا میافتد. با وجود این، بازی دیگر بازیگران جوان فیلم، خیلی چشمگیر نیست و همین شاید، باعث تمایز آنها از گروه بازیگران حرفهایای مثل آلن ریکمن، مگی اسمیت و حتی رالف فاینس میشود. اراکترهای سوروس اسنیپ و پروفسور مکگاناگل (که آلن ریکمن و مگی اسمیت ایفاگر نقششان هستند) حضوری کلیدی در بسیاری از سکانسهای فیلم دارند، و با بازی به غایت جذابشان، نقشهای کلیدیشان در فیلم پایانی هریپاتر را به نقاط قوت فیلم بدل میکنند. یک چهارم پایانی فیلم با روایت دراماتیک اسنیپ و حوادثی که منجر به بخشی از اتفاقات هفت سال گذشته شده بودند، به شدت بر بار دراماتیک و احساسی اثر اضافه میکند. حتی برای آنهایی که کتاب را خواندهاند، این سکانسها شاید جزو بهترین بخشهای کل مجموعه محسوب شوند.
صحبت از کتابهای هری پاتر که شد، قاعدتاً انتظار دارید به عنوان کسی که کتابهای جی.کی.رولینگ را به هر صورت، برتر از فیلمها درنظر میگیرد، یک به یک، اشکالهای این فیلم را هم در مقایسه با کتاب روی کاغذ بیاورم. ولی اینبار ترجیح دادم فیلم را همانطوری که هست ببینم و خیلی به اتفاقاتی که از کتاب جا افتادهاند فکر نکنم. موقع تماشای فیلم هم چیز زیادی از کتاب آخر یادم نمانده بود؛ نتیجه این شد که حال و هوای تماشای فیلم برایم عوض شد و به غیر از یکی از دو مورد، جای دیگری توی ذوقم نخورد! بخصوص که کتاب هفتم، اصولاً به عقیدهی خیلی از طرفداران هری پاتر، یکی از ضعیفترین قسمتهای این اثر ادبی تلقی شد و پایانبندی عجولانه و شلختهی آن خیلیها را تا حد زیادی ناامید کرد. فیلم هشتم اما، مبتنی بر همان نیمهی دوم کتاب هفتم، خیلی از این بابت به مشکل برنمیخورد و به غیر از شاید یکی دو بخش کوتاه، شتابی ثابت دارد، به موقع اوج میگیرد و کمی آرامتر میشود و خلاصه اینکه از آن شلختگی انتهای کتاب، بخوبی فرار میکند.
موسیقی فیلم آخر هم مثل فیلم قبلی مجموعه، توسط Alexander Desplat ساخته شده و کاملاً با حال و هوای تاریک حاکم بر فیلم هماهنگ است. از بین قطعات ساوندتراک فیلم، قطعهی Lily’s theme به همراه Courtyard Apocalypto تم کاملاً متفاوتی نسبت به سایر قطعات و همچنین موسیقی اصلی فیلم دارند. در مجموع، موسیقی الکساندر دسپلات، در هر دوی فیلمهای پایانی مجموعه، نگرانیها را از بابت اینکه روی ساختهی ماندگار جان ویلیامز برای مجموعهی هری پاتر تاثیر منفی بگذارد برطرف کرده است.
با وجود تمامی نقاط قوت بالا، ایرادات جدی هم به فیلم وارد است که آن را از رسیدن به امتیاز کامل یک فیلم سرگرم کننده محروم میکند. اول اینکه مثل خیلی از فیلمهای قبلی، قسمت دو م یادگاران مرگ هم به شدت متکی به حوادثیست که فقط برای خوانندهی کتاب آشنا هستند و بعضاً باعث سردرگمی تماشاگرانی میشوند که کتاب را نخواندهاند. مشکل دیگر، رفتاری است که در بعضی از قسمتهای فیلم، از بعضی از کاراکترها سر میزند و نمیشود با هیچ منطقی توجیهشان کرد. حماقت تنها واژهایست که در اینجور موارد میشود برای توجیه این رفتارها استفاده کرد، چیزی که در خیلی از فیلمهای هالیوودی معروف مثل سری “جیغ “ به وفور یافت میشود! اما شما انتظار ندارید که در پروژهای در این سطح با اینجور اتفاقات برخورد کنید. گو اینکه ریتم سریع فیلم، واقعاً جای اهمیت دادن به این جور موارد را برای تماشاگر باقی نمیگذارد. سکانس پایانی نبرد هری پاتر و ولدمورت هم که قاعدتاً باید مهمترین و کلیدیترین صحنهی کل مجموعه هری پاتر به حساب بیاید، با بیدقتی محض کارگردان و فیلمنامهنویس در پرداخت مناسب، به یک سکانس کماثر تبدیل میشود که تمام انرژیای که تماشاگر از بابت بقیهی فیلم گرفته را یکجا از او پس میگیرد!
دقایق پایانی فیلم، تنها لحظاتی از کل فیلم هشتم هستند که تماشاگر بار دیگر (تا حدی) با همان حس و حال فیلمهای اول و دوم روبرو میشود. با اینحال، هر چقدر که دیوید ییتس کارگردان، در توصیف صحنههای دراماتیک داستان موفق است، به نظر نمیرسد که اصلاً انگیزه و یا استعداد کریس کلمبوس (کارگردان فیلمهای اول و دوم مجموعه) را در توصیف جزئیات دنیای جادویی داشته باشد. این را بخوبی در این سه فیلمی که دست این کارگردان بعضاً تلویزیونی دادهاند میشود مشاهده کرد. برای همین، هر دو قسمت هری پاتر و یادگاران مرگ، با تمام جذابیتهایش، بیش از اینکه متعلق به دنیای جادوگری باشد، به صنعت سرمایهپرور سینمای امروز تعلق دارد. (فیلم ششم هم که اصولاً فیلم قابل بحثی نبود اگر نقدم را درباره آن فیلم خوانده باشید). شاید یک روز یکی پیدا شد که مثل پیتر جکسون، هریپاتر را بار دیگر و اینبار با انگیزههای غیرمادیتر از نسخهی فعلی به روی پرده سینما بیاورد.
» مطالب مرتبط:
با سلام
ما یک تیم پژوهشی دو نفره از دانشگاه های علامه طباطبایی و شاهد هستیم که در مقطع کارشناسی ارشد رواشناسی مشغول به تحصیلیم. برای پژوهش تازه مان به تعدادی از افراد نیاز داریم که وارد سایت پژوهشی ما شوند و در پژوهش ما شرکت نمایند. پژوهش ما مرتبط با بررسی برخی از ویژگی های شخصیتی با توجه به گرایش جنسی افراد است. کافی است برای شرکت در این پژوهش به آدرس سایت ما که در زیر می آید رفته و پرسشنامه ها را تکمیل کنید. قطعا جز با پاسخ گویی شما دوستان انجام این پژوهش میسر نیست و با شرکت خود لطف بزرگی به جامعه علمی و ما خواهید نمود. پیشاپیش از نگارنده وبلاگ بدلیل استفاده از این محل برای اعلان خواست پژوهشی مان بدون توجه به مطالب وبلاگ عذرخواهی می کنیم و اعلام می کنیم از آنجا که این پژوهش با بودجه شخصی انجام می شود هیچ سرمایه ای جهت تبلیغات نداشتیم. از این رو ناگزیر به این کار شدیم. در ضمن ممکن است در وبلاگی از روی فراموشی چند بار این آگهی را درج کرده باشیم. از این بابت هم عذر می خواهیم. آدرس سایت پژوهشی ما عبارتست از:
http://www.ravan-azmoon.otaqak.ir
در نهایت باز هم سپاسگزاریم.
نوشتهشده به دست پژوهشگران | اکتبر 2, 2011, 10:15 ب.ظ.